وصیتنامه شهید رحمن شمس الدینی فرزند حمزه
اکنون وقت وعده ای که به خود داده ام رسیده است و داوطلبانه به جبهه می روم،درپی نوری الهی که در جسمی بنام روح الله خمینی به زمین تابیده با آغوش باز می روم تا شاید شهادت نصیبم گردد. از شما می خواهم قدر امام را بدانید و از او اطاعت کنید. پدرم درود بر تو که چون ابراهیم فرزندت اسماعیل را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی. بدان که اسماعیلت هرگز از فرمان خداوند سرباز نمی زند.و مرگ در راه خداوند را جزء سعادت نمی داند. و شهادت را جزء بهترین نعمتهای خداوند می داند. درود بر برادر جانبازم که در راه خدا مبارزه کرد و اعضایی از بدنش را از دست داد، در راه خدا پوینده و کوشنده باش که اجر تو با خداست . همسرم زندگی کلاس درس است و دیر یا زود باید امتحان پس بدهیدو امروز موقع امتحان من آمده است.
